امروز : جمعه، 2 تير ماه 1396
 
کد خبر:70888 تاریخ انتشار : 1396/1/31-10:55:45
آبتین عزیزی؛
از تغییر شرایط جهانی تا تغییر موازنه قدرت سیاسی
لینک کوتاه http://www.bso.ir/id/70888
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی؛ آبتین عزیزی دانشجوی فعال بسیجی در یادداشتی نوشت:
احمدی نژاد، به یکباره نشده آن بهارمستی که برای همراهی با بقائی به ستاد انتخابات رفت و ثبت نام کرده از راه بازگشت؛ وی راه درازی پیمود تا به جائی رسید که دوستانی( و زمانی همقطارانش) به جان هم افتاده اند تا نیاید و عده ای آنور آبی،چشمانِشان به برقی عجیب دچار شده از خوشحالی آمدنش و البته هستند افرادی که طرفداران احمدی نژاد باشند.

پرده اول – مردمی نژاد
جائی که نام احمدی نژاد را بر زبان ها انداخت اردبیل بود. استانی که با مشکلات دست و پنجه فراوان نرم می کرد و احمدی نژاد نماینده دولت مرحوم هاشمی بود. وی خوب با مردم اخت شده بود و به پیروی از فرمانده ای که روزی زیردستش مشق جهد و جهاد میکرد، باکری وار به مردم ستمدیده و مظلوم اردبیل کمک می کرد.
 
پرده دوم – خدمتگزاری مردم

اولین صحنه ای که در قد و قواره ی کشوری از احمدی نژاد در یاد ها هست ،صحنه حضور در اخبار صدا و سیما و گفت و گو با آقای حیاتی بود. وی به قدری ساده وارد شد که دور از انتظار نبود اگر مجری بخاطر ورود عوامل صحنه عذر می خواستند ، منتهی او آمد و به طرح ایده ها و برنامه هایش پرداخت.

زمانی که از او ایراد گرفته شد که در حد استاندارد های ریاست جمهوری نیست ، خود را در اندازه خدمتگزاری مردم دانست.

پرده سوم – دست بالای دست

احمدی نژادی که برای قاطبه مدم شناخته شده نبود، آمد، سادگی اش به دل مردم نشست، اینکه از بطن جامعه مردم برای مردم صحبت می کند، کسی که در جنگ بوده (شاید!) در تسخیر لانه جاسوسی بوده، در شهر و روستا بوده و در کنار مردم بوده و حالا از مردم برای مردم حرف می زند. در کنار رقبای اسمی همچون معین و کروبی و مهرعلیزاده و قالیباف و از همه بزرگ تر ، مرحوم هاشمی رفسنجانی، احمدی نژاد رقیبی بود که بتواند خودش و رئیس دولتی که وی را استاندار کرده بود را به دور دوم انتخابات ببرد و در آنجا پیروز شود.

انتخابات با شکوه برگزار شد، احمدی نژاد  روی دست هاشمی بلند شد و این دو ممکن نبود مگر  به پشتوانه رای مردم ولایتمدار ایران اسلامی.

پرده چهارم – قدیس سیاسی یا یک متظاهر

فراتر از هرچه بود، احمدی نژاد قطبی جدید در سپهر سیاسی ایران نمایانده بود، قطب که نه اشرافی است نه اصلاحاتی و هرچه تلاش اصولگرایان شد ، خود را از آنان نیز ندانست.

شایعات در دوران وی ، از خودش جلوتر حرکت می کردند. آنها که برای تخریبش اقدام می کردند او را نابکار می دانستند و هوادارانش وی را همه چیز تمام.

پرده پنجم – مناظره کننده

هیچ بنی بشری نیست که بتواند همه را راضی کند، حتی ائمه هدی نیز مخالفانی داشته اند. این قیاسِ احمدی نژاد با ائمه نیست و نخواهد بود ، چرا که اگر ائمه را از سر سیاهی وجود خودشان بر نمی تافتند، احمدی نژاد را از لکه های سیاه کارنامه 4 ساله اولش نمی خواستند.مناظرات شروع شد.مناظراتی که یک سرش افشای حقیقت بود و یک طرفش بی آبروی برای ناموس مسلمانی پا به سن گذاشته. هرچند از نمد بی آبروئی ها و "بگم بگم" ها، هنوز هم برای برخی طنازان کلاهی شده است.

در این مناظره بود که رابطه برخی افراد افشاء شد، پرونده ها برای عموم مشخص شد. و صحبت هائی به میان آمد که بخش مهمی از تاریخ را رقم زد، "نامه بی سلام و والسلام" به حضرت آقا...

پرده ششم – نظر نزدیکتر

حضرت آقا با مرحوم هاشمی رفاقتی دیرینه داشت، اما این باعث نشد در دعوای دو طرف ، نگوید نظر آقای رئیس جمهور به من نزدیکتر تر است( توجه کنید که معنای این جمله بکلی تفاوت دارد به نظر من به آقای رئیس جمهور نزدیکتر است).

آن خصی که نظرش به حضرت آقا نزدیک تر بود، پیروز انتخاباتی شد که شکست خوردگانش نتیجه را بر نتافتند. این بود آغاز سیاه نمائی ها علیه احمدی نژاد، آنجا که تقصیری داشت، دو چندان عیب نمائی می شد و آنج که هیچ نبود هم دست از عیب جوئی بر نمی داشتند.

این شد که هشت سال احمدی نژاد با همه فراز و نشسی ها و قهر و آشتی ها و دل ندادن به کلامی که باید، گذشت و دورا احمدی نژاد "روحانی" آفرید.

پرده هفتم – کی بود کی بود ، من نبودم

در جمهوری اسلامی، مخالف آن کلامی که بزرگان دینی و سیاسی ما داشتند، متاسفانه طریقه سیاست مداران(بخوانید سیاست بازان) نیست آنکه باید باشد "سیاست ما عین دیانت ما  دیانت ما عین سیاست ماست." بنابراین در یکسال آخر دولت احمدی نژاد، ناگاه دیده شد که ته مانده خوران احمدی نژاد( من باب تبرک جستن از وی!) تبدیل شدن به منتقدین را ظرف چند ساعت و روز و ماه پیمودند تا در کنار ضعف های آشکاری چون اقتصاد فاجعه بار، اطراف وی را از داشتن دوستانی هم جناح نیز خالی شود.

پرده هشتم – سیبل

سیبل شدن در برابر هر آنچه در کشور وجود بیجا داشت، سرنوشت وی در چهار ساله ی دولت روحانی بود.امتیازات نصیب دولت جدید می شد ، اما هیچ یک از مشکلات را رئیس دولت جدید نپذیرفت!

بار ها و بار ها ، احمدی نژاد که ید بیضائی! در مناظرات تلویزیونی دارد ، از رئیس دولت یازدهم درخواست مناظره کرد که بار ها پذیرفته نشد.

پرده آخر – اشتباه باشد

به گفته برخی ،احمدی نژاد آمد برای استفاده از فرصت مناظره در برابر روحانی، به گفته برخی (شامل خود دکتر احمدی نژاد هم می شود) آمد برای حمایت از بقائی ، عده ای میگویند برای تبدیل دوقطب مضر به سه قطبی مفید و هزاران دلیل و احتمال معقول و غیرمعقول دیگر.

هر آنچه که هست دکتر احمدی نژاد در شهریور گذشته از حضرت آقا کسب تکلیف کرد، حضرت آقا این تکلیف را از شانه های احمدی نژاد برداشتند.عده ای نپذیرفتند که این خبر شایعه نباشد و خواستند آقا پشت "بلندگو" بگوید. و آن چیز که آقا "توصیه" فرمود که این کار انجام نشود چون به صلاح خود آن فرد و مملکت نخواهد بود. احمدی نژاد هم در نامه ای پذیرفت.

همه چیز طبیعی بود، حتی کاشت درختِ سه یارِ بهاری با همه غیر طبیعی بودن ، طبیعی بود تا اینکه در روز ثبت نام برای آقای بقائی، احمدی نژاد نیز در معذوریت قرار گرفت و فرمی پر کرد که دلیلش هنوز هم مشخص نیست. کاری که تعابیر مختلفی داشت، از تغییر شرایط جهانی تا تغییر موازنه قدرت سیاسی در ایران.

کلام آخر

شاید از فعالِ کوچک سیاسی به مردی که 8 سال خدمتگزار مردم بوده(با همه پستی ها و بلندی ها) نصیحت کردن صحیح نباشد،اما وظیفه مسلمانی را به جا می آورم برای چند نکته.

- آقای دکتر احمدی نژاد، شما چندین بار این اشتباه را مرتکب شده اید. حضرت آیت الله امام خامنه ای، هرچند که پدر بزرگوار امت است، لکن رابطه ای که بین ایشان و هرکس دیگر(حتی فرزندان خونی ایشان) پا برجاست، رابطه ولایت مدار است. ایشان را همواره، "ولی" خود بدانید.

- حضرت آقا، در توصیه ای که جنابعالی می فرمائید نهی بوده، توصیه کرده اند که شرکت نکنید، چون به صلاح شما و صلاح مملکت نیست. اگر از نصیحت قبل عبور کردید و نخواستید آن را به جا بیاورید، در خاطر داشته باشید که مصالح مملکت،چیزی است که اگر اقدامی بر خلاف آن انجام دهید، از همه 8 سال خدمتتان گذشته اید.

- شما اقدامِ شفافی در راستای آنچه در دوران قبل از شما خواسته شد، انجام نداده اید. همچنین یارانِ شما همچنان از کسانی هستند که واضحاً صلاح شما را نمی خواهند. دقت کنید.

- حتماً، جنابعالی هدفی از این اقدام داشته اید، لکن بنظر نمی آید راه مناسبی را انتخاب کرده باشید. اگر بر مواضع خدمتگزاری و ولایتمداری استوار بمانید  و با مردم از سر صداقت سخن بگوئید؛ می توانید شرایط بهتری را در میان مردم کسب نمائید.

- کسانی بوده اند در این مملکت که بیش از 50 سال سابقه مبارزه داشته اند ، اما زبیر وار به خطای پسر، از خیرات مبارزه خود گذشته اند، مراقب باشید که شما عبدالله زبیری ندارید که خطا متوجه وی باشد.

- همیشه ولایتمداری در کلام آسان است، چه ولی ، علی(ع)  باشد چه نایب بر حق ولیعصر(عج) سید علی، در هر صورت هستند کسانی که به بهانه ها راه خود را جدا می کنند، همانطور که راه از مسلم بن عقیل جدا کردند. در نظر داشته باشید .
خدا کند طوری رفتار کنید که چند صباحی بعد ، در وصف شما نگویند " امان از ولی ناشناسان که در خیمه دشمنانند."


والسلام و علی من اتبع الهدی
نظرات
نام:
ایمیل:
* کد امنیتی:
* نظر:
نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بسیج دانشجویی بلامانع است