امروز : جمعه، 8 ارديبهشت ماه 1396
 
کد خبر:46491 تاریخ انتشار : 1395/5/30-0:9:28
صفر تا صد توسعه میدان نفتی آزادگان و واگذاری آن به شرکت بی آبروی توتال؛
نگاهی به عملکرد فاجعه‌آمیز توتال در ایران و پشت‌پرده واگذاری آزادگان/میدان آزادگان چه بهره‌ای از حضور شرکت‌های خارجی برده است؟
با اين وضعیت اين سؤال به صورت جدی وجود دارد که چرا بايد اين میدان به يک شرکت خارجی، آنهم شرکت بی آبروی توتال واگذار شود؟!شنيده ها حاکی از توافقات پشت پرده در حاشيه برجام است که به مرور زمان بيش از پيش ابعاد خسارت بار آن روشن خواهد شد.
لینک کوتاه http://www.bso.ir/id/46491
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی،قرارگاه شهید احمدی روشن بسیج دانشجویی صفر تا صد توسعه میدان نفتی آزادگان و واگذاری آن به شرکت بی آبروی توتال مورد بررسی قرار گرفت.
نگاهی به میدان نفتی آزادگان،و اینکه این میدان چه بهره‌ای از حضور شرکت‌های خارجی برده است؟نگاهی به عملکرد فاجعه‌آمیز توتال در ایران،احتمال واگذاری مجدد آزادگان به شرکت توتال و پشت‌پرده واگذاری آزادگان به توتال توسط قرارگاه شهید احمدی روشن بسیج دانشجویی کشور مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته که به شرح ذیل است:


کشور ايران و عراق داراي 1629 کيلومتر مرز مشترك هستند که در اين مرز مشترك، ميادين مشترك نفتی و گازي نيز وجود دارد. ازجمله اين ميادين مشترك، ميدان نفتی آزادگان است. ميدان مشترك آزادگان بزرگترين ميدان نفتی کشف شده در دهه هاي اخير در ايران و مهمترين اميدِ ايران براي افزايشِ ظرفيت توليد نفت خام محسوب می شود. 
اين ميدان از نظر حجم ذخاير، يکی از بزرگترين ميادين نفتی جهان است! اين ميدان در خاك عراق با نام «مجنون» شناخته میشود. ميدان آزادگان در ايران در دو بخش ميدان آزادگان شمالی و ميدان آزادگان جنوبی در حال توسعه است.
 
تاریخچه میدان آزادگان

توسعه ميدان آزادگان در ابتدا در سال 1382 به ژاپنی ها واگذار شد اما پس از چند سال اتلاف وقت ملت ايران به دليل فشار آمريکا و بهانه هاي بی مورد عقب کشيد و از پروژه توسعه اين ميدان خارج شد. طبق برنامه پيش بينی شده، توليد نفت در فاز اول توسعه اين ميدان، بايد به 320 هزار بشکه در روز می رسيد که محقق نشد!

در اين شرايط جلسه اي اضطراري در شرکت ملی نفت برگزار شد تا تکليف اين پروژه مشخص شود؛ شرکت هاي ايرانی برنامه هاي خود را ارائه دادند که درنهايت مقرر شد شرکت ملی مناطق نفت خيز جنوب توسعه اين ميدان را بر عهده بگيرد.

در سال 1388 توليد56 هزار بشکهاي نفت از آزادگان در کمتر از يك سال محقق شد آنهم با مبلغ کمتر از 300 ميليارد تومان درحالیکه ژاپنی ها براي توليد همين ميزان 2 ميليارد دلار از ايرانی ها طلب کرده بودند! با اين موفقيت قرار شد که فاز دوم و سوم توسعه اين ميدان هم به شرکتهاي ايرانی واگذار شود. شرکت ملی مناطق نفتخيز جنوب طرح پيشنهادي براي افزايش توليد اين ميدان به 170 هزار بشکه را ارائه کرد که متأسفانه با اين پيشنهاد موافقت نشد و پس از مدتی در سال 1389 ، ادامه ي توسعه ي اين ميدان به شرکت چينی CNPC در قالب بيع متقابل سپرده شد! طرف چينی نيز با وقت کشی هاي متعدد کار را بهجايی رساند که در سال 1393 وزارت نفت، پيمانکار اين پروژه را خلع يد کرد. تا به امروز توليد از اين ميدان در همان سطح ۶3 هزار بشکه باقیمانده است!
 
بررسی هاي کارشناسی نشان می دهد بهره برداري و توسعه اين ميدان نفتی، نياز چندانی به فناوري هاي پيشرفته که خارج از توان شرکت هاي داخلی باشد، ندارد. همچنين اين ميدان به دليل ريسك پذيري پايين، يك ميدان موردعلاقه براي شرکت هاي نفتی به شمار می رود.
 
به گفته سيد محمود مرعشی مجري طرح توسعه ميدان آزادگان جنوبی هم اکنون 19 دکل در اين ميدان مشترك مشغول به کار است. از سال 93 و با خلع يدِ شرکت چينی CNPC تاکنون، بالغ بر 270 هزار متر حفاري صورت گرفته است. هدف از توسعه اين ميدان توليد روزانه 320 هزار بشکه نفت خام و افزايش توليد روزانه 280 هزار بشکه نفت خام در فاز دوم است. پيش بينی می شود، برداشت نفت از ميدان آزادگان جنوبی تا اواخر سال97 به 320 هزار بشکه در روز برسد و اهداف فاز نخست توسعه اين ميدان محقق شود.
 
واگذاری دوباره به شرکت خارجی!
باوجود موفقيت شرکتهاي ايرانی، زمزمه واگذاري فاز دوم توسعه اين ميدان مشترك به شرکتِ توتال فرانسه وجود دارد. در کنار توتال، با چند شرکت ديگر همچون » هيوندايی « ،» اينترپوز و وينچی « کره جنوبی و » ماروبنی « ژاپن هم مذاکراتی انجام گرفته است.
 
خطر واگذاری میدان بدون مناقصه!
هرچند گفته شده واگذاري ها از طريق مناقصه خواهد بود اما به گفته مسئولان امر احتمال واگذاري ميادين مشترك به شرکت هاي خارجی با روش ترک مناقصه وجود دارد.
 
عملکرد توتال در ایران میدان سیری
میدان سیری

در اوايل دهه 70 شمسی که شرکتهاي اروپايی ازجمله توتال وارد ايران شدند، توتال دريکی از قراردادهاي پرسروصدا و ناموفق خود با ايران توسعه ميدانِ سيري A و E را به عهده گرفت. دولت کارگزاران براي رساندن سقف توليد به بيش از ۴ ميليون بشکه با سرعت غيرمعمولی قراردادها را امضا می کرد. توتال در برنامه توسعه اين ميدان به ايران اطمينان داده بود که با توسعه اين ميدان، 120 هزار بشکه به توليد نفت ايران افزوده خواهد شد.
 
در همان ايام بيشتر کارشناسان نفتی ايران ازجمله پرفسور علی محمد سعيدي در نامه هاي مختلف به مسئولان وزارت نفت و رئيس جمهور اين رقم را نوعی فريب عنوان و ادعا کردند چنين رقمی به هيچ عنوان محقق نخواهد اما اين نامه ها با بی مهري هاي فراوانی مواجه شد.
 
توتال با زيرکی هر چه تمام بدون توجه به توليد صيانتی و به حداکثر رساندن منافع ايران، ضربه مخزنی بزرگی را به اين ميدان زد و باعث شد توليد از ميدان مذکور هيچگاه به بيش از 70 هزار بشکه در روز افزايش نيابد! درنتيجه نخستين تجربه همکاري توتال با ايران تبديل به يك شکست بزرگ شد.
 
میدان درود
در دوران دولت اصلاحات وقتی توتال به فکر افزايش توليد درود افتاد پيشنهادهاي جالبی را ارائه کرد که در اوج تعجب به تائيد وزارت نفت رسيد! فرانسوي ها با دريافت حدود 1100 ميليون دلار بابت اصل سرمايه و جايزه، می خواستند سطح توليد اين مخزن را از140 هزار به220 هزار بشکه در روز افزايش دهند. پس از گذشت 2 سال، بطلان اين ادعا آشکار شد ولی به جاي فسخ قرارداد، بر آن سرپوش گذاشته شد! درحالیکه در سال 78 شرکت ملی نفت ايران با حفر ۴ حلقه چاه جديد و مرمت 12 حلقه چاه، تنها با هزينه حدود50 ميليون دلار موفق شد سطح توليد اين ميدان را تا حدود 200 هزار  بشکه در روز افزايش دهد. پس از رسوا شدن برنامه غيراصولی توتال، آنها پيشنهاد جديدي مبنی بر بالا بردن توليد اين ميدان از 220 به 300 هزار بشکه در روز را به شرکت ملی نفت ايران ارائه نمودند که مجدد ا مورد موافقت مسئولان قرار گرفت! که طی اين اقدام جديد به دليل از دست رفتن حدود يك ميليارد بشکه نفت خام، حداقل 20 ميليارد دلار از ثروت ملی کشور تلف شد!
 
پارس جنوبی
مهمترين سوء عملکرد توتال مربوط به مهمترين منبع گازي ايران و بزرگترين ميدان گازي جهان يعنی ميدان مشترك پارس جنوبی است. اين شرکت در فازهاي 2 و 3 نيز با ايران وارد مذاکره شد و با طرحی که ارائه داد توانست شرکتِ شل را از پارس جنوبی دور کرده و به تنهايی برنده مناقصه اين فازهاي پارس جنوبی شود. اعلام رسمی اين موضوع از سوي رسانه ها با تصويب قانون تحريمی داماتو همزمان بود. به دليل اين قانون شرکت توتال در حال کناره گيري از پروژه پارس جنوبی بود که معاونت امور بين الملل وزارت نفت با رضايت توتال، بخشی از سهام اين پروژه را به شرکت هاي پتروناس مالزي و گازپروم روسيه منتقل کرد تا توتال در ايران بماند.
 
توتال همزمان در ايران و قطر، وظيفه توسعه و بهره برداري بخشی از بزرگترين ميدان گازي جهان را بر عهده داشت که پس از خروج از ايران، همه توان خود را براي حداکثر کردن منافع و درآمدهاي گازي قطر به کار گرفت! بر اساس آنچه مديران اسبق و متخصصان نفتی میگويند، شرکت توتال در طرح توسعه اوليهاي که براي توسعه اين ميدان فوق عظيم در اختيار ايران گذاشت، علاوه بر پنهان کردن اطلاعات بسيار مهمی درباره لايه هاي گازي مشترك اين ميدان، فازهاي ايرانی را برخلاف طرف قطري، نه بر روي مرز آبی ايران و قطر، بلکه در عمق آب هاي ايران تعريف کرد! تا فرصت حداکثري را براي برداشت هرچه بيشتر رقيب قطري در اين ميدان فراهم کند. دليل اين امر نيز واضح بود: توتال از برداشت همزمان از طرف قطري منافع بيشتري میبرد؛ به عبارت ساده در ميدان گازي پارس جنوبی چهار لايه گازي وجود دارد، اما 93 سال است که ايران از بزرگترين لايه گازي اين ميدان برداشتی نداشته است! چراکه طرح شرکت توتال براي برداشت کامل نبوده و کسی هم متوجه اين موضوع نشده است! هيچ شك و شبهه اي وجود ندارد که اين کار شرکت توتال فرانسه عمدي بوده است.
 
تلاش شرکت توتال براي حذف ايران از پروژه شرکت ساسول در قبل از انقلاب! و نيز تاخيرهاي چند ساله و بی دليل و پر از بهانه اين شرکت اروپايی در توسعه 11 پارس جنوبی که حتی منجر به اخراج اين شرکت از ايران شد، از ديگر عملکردهاي  فاجعه بار شرکت فرانسوي توتال در ايران است.

اما... دوباره توتال!
اسفندماه سال گذشته درباره ميدان آزادگان، با شرکت توتال فرانسه قرارداد محرمانه اي امضا شده است. بر اساس اين قرارداد، اطلاعات فنی مربوط به مخزن اين ميدان در اختيار شرکت فرانسوي قرار می گيرد تا اين شرکت برنامه و طرح خود را براي توسعه اين ميدان آماده کند و بعد از برگزاري مناقصه! توسعه آن را در اختيار بگيرد.
متخصصان مهندسی مخزن در شرکت » متن « به عنوان کارفرماي توسعه آزادگان معتقدند به دليل ساختار مخزن و نوع نفت موجود در اين ميدان، احتمال مهاجرتِ  نفت اين ميدان به سمت بخش عراقی آنکه در عراق » مجنون « خوانده میشود بسيار ناچيز است. به عبارت دقيق تر سپردن توسعه اين ميدان به پيمانکاران ايرانی که پيش ازاين هم از عهده توسعه اوليه اين ميدان به راحتی و با هزينه بسيار پايين برآمده اند نيز ريسك خاصی براي بهره برداري از اين ميدان مشترك ايجاد نمی کند. اين ميدان به هيچ عنوان از ضريب پيچيدگی بالايی برخوردار نيست و به راحتی قابل توليد است و حفاري چاه هاي آن يکی از سهل ترين عمليات هاي حفاري است که دوران ريسك خود را نيز پشت سر گذاشته است و نياز به تکنولوژي هاي روز دنيا ندارد.
 
در مورد تأمين مالی پروژه نيز راه حل ساده اي وجود دارد. در روزهاي پايانی اسفند 94، پنج هزار ميليارد تومان اوراق مشارکت نفتی از طريق سازوکار بورس عرضه شد که اين اوراق در کسری از ثانیه به فروش رفت.
کارگزاران بورس می گويند براي خريد اين 5 هزار ميليارد تومان اوراق مشارکت به اندازه 10 هزار ميليارد تومان تقاضا را ثبت کرده اند که اغلب آن نيز از سوي شرکت هاي حقوقی بوده است. اين يعنی امکان فروش5 هزار ميليارد تومان ديگر از اين اوراق دريکی از بی رونق ترين دوره هاي زمانی بازار سرمايه وجود داشته است. در اين وضعيت تأمين مالی 7 ميليارد دلاري توسعه ميدان آزادگان در چند مرحله از طريق همين سازوکار يعنی فروش اوراق مشارکت ريالی و با ضمانت شرکت ملی نفت به راحتی ميسر خواهد بود.
 
با اين وضعیت اين سؤال به صورت جدی وجود دارد که «چرا بايد اين میدان به يک شرکت خارجی، آنهم شرکت بی آبروی توتال واگذار شود؟!» تجربه تاريخی نشان داده است هرگاه شرکت هاي خارجی در  آزادگان حضور داشتند هيچ گام مثبتی برداشته نشده و توليد فعلی اين ميدان نيز مرهون شرکت هاي ايرانی است که با هزينه اي ناچيز، نسبت شرکت هاي خارجی، اين خدمت را انجام داده اند. در پاسخ به اين سوال، شنيده ها حاکی از «توافقات پشت پرده» در حاشيه توافق برجام است که به مرور زمان بيش از پيش  «ابعاد خسارت بار« آن روشن خواهد شد.
 
انتهای پیام/
کلمات کلیدی
نظرات
نام:
ایمیل:
* کد امنیتی:
* نظر:
نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بسیج دانشجویی بلامانع است