امروز : شنبه، 29 مهر ماه 1396
 
کد خبر:50056 تاریخ انتشار : 1395/7/12-8:43:56
روز شمار محرم/1
کربلا، اول محرم الحرام سال ۶۱ هجری / متن نامه کوفیان خطاب به امام حسین(ع)
از مکه تا کوفه امام هرکس را که میدید برای هدایت و جا نماندن او از قافله کربلا اتمام حجت می نمود . تاشاید این مردم خفته و در قعر دنیا فرور فته را بیدار کند ... اما امان از جهل و شیطان ... انگار به خوابی رفته بودند که بیدار کردنشان سخت دشوار شده بود ...
لینک کوتاه http://www.bso.ir/id/50056
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی ازکرمانشاه؛ محرم نخستین ماه ازماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.

 شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است.
 امام رضا علیه السلام فرمود: ماه محرم ماهی بود که مردم جاهلیت جنگ و کشتار را در آن ماه حرام می دانستند. و این است جفایی که در حق ما شد: در این ماه خون خاندان ما را حلال دانستند، هتک حرمت ما کردند، زنان و فرزندان ما را اسیر نمودند، در خیمه‌های ما آتش افروختند، اموال ما را غارت کردند و حرمت رسول الله را زیر پا گذاشتند.
 

 محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است. حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم:
 

شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند  و به مناسبت فرارسیدن ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر محمد مهدی معنوی نوشت:



 روز اول محرم : مسلم ابن عقیل علیه السلام

 کوفیان نامه های زیادی نوشته بودند ...

 محضر امام (ع ) ... حسین جان دیگر بیا، ما به ظهورت نیاز داریم، صدهزار شمشیر برای یاری تو آماده است؛ فکر و اندیشۀ ما مشغول توست، هر روز برای آمدنت دعا میکنیم، زودتر بیا ... که بی قرار توئیم.

متن نامه کوفیان بدین شرح بود :


  بسم الله الرحمن الرحیم: نامه‏ ای است به حسین بن علی (ع) از جانب شیعیان آن حضرت از مؤمنین و مسلمین. اما بعد، ای امام، هر چه زودتر به نزد ما بیایید که مردم در انتظار شمایند و اندیشه ‏ای جز تو ندارند. پس با شتاب، و باز هم با شتاب به سوی کوفه حرکت کنید، با شتاب، با شتاب، والسلام.

 حضرت در چند منزل قبل خبر شهادت سفیر غریب خود یعنی حضرت مسلم (ع) را شنیده بود و میدانست از نامه های کوفیان بوی خیانت میاید ...

 اما امام (ع)  در واقع در موضعی قرار داشت که باید خلق الله بوسیله او آزمایش می شدند و واقعیت های وجودی خود را بُروز میدانند به همین دلیل سیدالشهدا (ع)  کماکان به راه خود ادامه داد ...

 بالاخره حضرت در روز اول محرم و به روایتی در روز دوم محرم وارد سرزمین کربلا شد.  چون به آن زمين رسيد پرسيد كه اين زمين چه نام دارد؟ پس از نام بردن چند اسم ، عرضه داشتند كربلا مي‌نامندش، چون حضرت نام كربلا شنيد گفت:

 
 اّلّلهُمَّ اِنیّ اَعُوذُبِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَالْبَلآءِ
 
 پس فرمود: راست گفت جدم ... اینجا همان محلی است که موضع رنج و محنت ماست و همینجاست که بی رحمانه خون من و عزیزانم را می ریزند و مکان قبرهایمان اینجاست ...  خیام را برپا کنید ... سپس همگی در آنجا نزول اجلال فرمودند ...

 
 قصر بنی مقاتل...  چهارشنبه اول محرم الحرام سال 61 هجری قمری


 در این منزلگاه گروهی ازکوفیان جمع بودند . امام از آنها سوال کرد : مرا یاری می کنید ؟ بعضی گفتند:هنوز برای مرگ آماده نشدیم و راضی به مرگ خود نیستیم . اشتباه آنها این بود که بل احیاء قرآن هنوز به جانشان ننشسته بود ... و معرفتی نسبت به امام و شهادت در رکاب او نداشتند ...  برخی هم حب مال فرزند اسیرشان کرده بود ... هریک توجیهی آوردند و عذر حضور خود را خواستند.
 

* باری آن حضرت جوانان را به برداشتن آب امر فرمود و شبانه حرکت کردند ...

 امام مختصری به خواب رفتندو پس ازبیداری فرمودند  (انا لله و انا الیه راجعون) علی اکبر(ع)  جلوآمد و از امام علت قرائت آیه استرجاع را جویا شد ؛ حضرت فرمود:  سواری درخواب  مقابل من ظاهر شد و گفت: این قافله که شبانگاه در حرکت است،  مرگ به استقبالشان می آید.» علی اکبر (ع)عرضه داشت :« پدرم! ایا ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود:« سوگند به خدا که ما برحقّیم.» علی اکبر (ع) گفت:« پس ما را باکی از مرگ نیست.» امام فرمود:« خدا تو را جزای خیر دهد.»
 

* حسین(ع) در این منزل در ملاقاتی با عبیدالله جعفی به او چنین فرمود:
 

 پس اگر ما را یاری نمی کنی خدای را بپرهیز از این که جزو کسانی باشی که با ما می جنگد. سوگند به خدا اگر کسی فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند، خدا او را به رو در آتش می افکند...

 آری از مکه تا کوفه امام هرکس را که میدید برای هدایت و جا نماندن او از قافله کربلا اتمام حجت می نمود . تاشاید این مردم خفته و در قعر دنیا فرور فته را بیدار کند ... اما امان از جهل و شیطان ... انگار به خوابی رفته بودند که بیدار کردنشان سخت دشوار شده بود ... .

 خواهری نگران است و برادری علمدار، دوشادوش امام حضور دارد ....

 نویسنده: محمد مهدی معنوی

 انتهای پیام/
کلمات کلیدی
نظرات
نام:
ایمیل:
* کد امنیتی:
* نظر:
نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بسیج دانشجویی بلامانع است