یادداشت‌های سی‌و‌هفتمین جشنواره‌ی فیلم فجر،بهمن 1397 (8)

سکون شیرین میرکریمی!

میر کریمی در قصر شیرین ، نسخه ی ضعیف شده ای از متدهای پیشین خودش را با رنگ و قالب متفاوتی ارائه کرده است.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی / با تماشای”قصر شیرین” میرکریمی، همه نگران می‌شویم و توی ذوقمان می‌خورد و هم خوشحال می‌شویم و هم کمی تا قسمتی امیدوار به زندگی!تا بوده و یادمان است، به میرکریمی می‌گفتند “کارگردان اخلاق‌گرا”. این القاب تقدیمی به کارگردان‌ها هم خود محل بحث است اما به هر حال در آثار میرکریمی همواره یک دغدغه‌ی پنهان وجود دارد که با به رخ کشیدن اِلمان‌های سینمایی دست‌ساز خودش (بخوانید نشانه‌های غیرمستقیم)تلاش می‌کند تا فطرت مخاطب را قلقلک دهد. این تکنیک قهراً از فلسفه و برداشت اخلاق‌مدارانه‌یاو از زندگی سرچشمه می‌گیرد و البته گاهی موفق بوده و توانسته مخاطب را در تعلیق‌هایش گرفتار کند. اما آن‌چه در قصر شیرین می‌بینیم، علی رغم تداوم همین خط اخلاق‌مدار و غافلگیری مخاطب، تکرار میرکریمی است، نه حرکت رو به جلوآفت روش‌های خوب همین است که نوآوری و خلاقیت برای حرکت تدریجی رو به جلو را از آدم می‌گیرد و کارگردان آن‌چنان به تکرار و رونویسی از نسخه‌های پیشین کار خود می‌پردازد که کم‌کم آن شیرینی ابتدایی آثار گذشته‌اش نیز تحت‌الشعاع این تکرار مکررات قرار می‌گیرد!در قصر شیرین خوبی‌هایی هم پیدا می‌شود! از جمله بازی گرفتن از کودک که میرکریمی ثابت کرده در این مورد تواناست یا درام کنترل شده‌ی تلخ که در بزنگاهی مخاطب را غافلگیر می‌کند و آن تلنگر لحظه‌ای مدنظر کارگردان را پیش روی مخاطب ناگهان ظاهر می‌کند. میرکریمی با نشانه‌های محیطی برگرفته از یک انتزاع ذهنی بازی می‌کند و مابه‌ازای ذهنی آن را هم خود برای رساندن مخاطب به نتیجه‌ی دلخواهش به نوعی می‌تراشد و… اما همه‌ی این‌ها تکرار او را توجیه و محترم نمی‌کند. میرکریمی به تکرار دچار شده است. او که با آثار سال‌های گذشته‌اش تلاش خوبی در جهت رسیدن و نزدیک شدن به سینما داشته، در قصر شیرین، نسخه‌ی ضعیف شده‌ای از متدهای پیشین خودش را با رنگ و قالب متفاوت ارائه کرده است.یکی از آفت‌های سینمای میرکریمی تمرکز و غوربیش از حد در سینمای نشانه‌هاست که عدم موفقیت فنی و تکنیکی در گره زدن این نشانه‌ها به حرف پایانی، شدت این آفت را بیشتر عیان می‌کند! سینمای نشانه، شاید مخاطب عام که معمولاً با لایه‌ی اول درام بلافاصله ارتباط می‌گیرد را جذب کند، اما موجبات توجه مخاطب فعال و جدی سینما که به دنبال نگاه جدید است را فراهم نمی‌کند… البته که اگر فیلم‌ساز به دنبال ارضای دل‌مشغولی‌های فردی خود باشد، به هر روی کار خودش را می‌کند! اما تا آن‌جا که می‌دانیم میرکریمی از این جنس نیست و همیشه تلاش کرده تا با مخاطبش تعامل کند.در قصر شیرین ما در تعامل با روایت ذهنی میرکریمی هستیم و نه داستان او! چرا که اساساً قصه و داستان شُسته و رُفته و پرداخت شده‌ایوجود ندارد. یک روند شناور با دست‌مایه‌ای از نشانه‌ها و ابهاماتی که به نظر می‌رسد خود مخاطب مسئول پیداکردن پاسخ آن‌ها است!و میرکریمی نیز کماکان به پرداخت نشانه‌هایش مشغول است!این در شرایطی است که حتی در پایان‌بندی فیلم سکونِ متداوم میرکریمی پایانی ندارد. در صحنه‌ی برخورد خودروی مرتضی (حامد بهداد) با روباه، پسر را بیدارگر وجدان مرتضی قرار می‌دهد و سعی می‌کندراه جدیدی پیش پای شخصیت به محاق رفته‌ی اوبگذارد، اما اصلاً در ایجاد این انگیزش جدید قدرت‌مند و منقلب‌کننده نیست.وقتی میرکریمی حجم انبوهی از نشانه‌ها را برای هدایت ذهن مخاطببه کار می‌گیرد، طبعاً باید در پایان، بهره‌برداری مناسبی از ایننشانه‌پروری‌ها داشته باشد کهحتی آن هم موفق نیست. این فیلم‌ساز دیگر نمی‌تواند آن‌چنان که قبلاً بوده، ضربتی، محکم و اثرگذار باشد و این، سینمای میرکریمی را به جِد تهدید می‌کند!میرکریمی پیشتر به سبک و فرمی که یک فیلم‌ساز بتواند حرف خود را بزند، رسیده است، اما به نظر می رسد که باعث شده او در همان‌جا که هست اردو بزند و به جلو حرکت نکند!

پوریا فرجی

ارسال نظر


captcha
آخرین اخبار