یادداشت/شهرام مهدوی مطلق

سپاه پاسداران محبوب ملت‌های جهان؛ عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی / (در سالهای اول دهه شصت برای معرفی جمهوری اسلامی به دیگر ملتها به اتفاق یک هیئت به آرژانتین سفری داشتیم که مهمان جمعی از مسلمانان ساکن این کشور آمریکایی شدیم، در آنجا به گروهی از جوانان برخوردیم که لباس‌های سبز رنگی همانند پاسداران انقلاب بر تن داشتند و پیشانی بندهایی برسر بسته بودند که بر روی آنها شعارهای اسلامی و مذهبی نگاشته شده بود، درست شبیه پیشانی بندهای سپاهی‌ها و بسیجی‌های خودمان. وقتی از آنها سئوال کردیم، نام گروه شما چیست؟؟ پاسخ دادند؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این جواب شگفتی و کنجکاوی ما را بر انگیخت و گفتیم چطور چنین چیزی ممکن است؟! و آنها از تعجب ما هاج و واج مانده بودند، جواب دادند مگر اشکالی دارد؟ به آنها تفهیم کردیم که سپاه پاسداران نام یک نهاد انقلابی درکشور ماست و طبعاً بهره گیری کسانی در یک کشور دیگراز این عنوان و آراستن ظاهر خود همانندپاسداران جای تعجب دارد. پاسخ دادند که وقتی ما خبرهای ایران را دنبال می‌کردیم از حضور و نقش آفرینی مردانی آگاه شدیم که خصوصیاتی شبیه یاران پیامبر اسلام دارند و تصاویری که از آنها در تلویزیون و یا مجلات پخش می‌شد چنان بود که شنیده‌های ما درباره این مردان بزرگ را تأیید می‌کرد، چنان شیفته شدیم که با افتخار خود را به رنگ آنها در آوردیم و نامشان را بر تشکل خود نهادِیم) به نقل از حسین صفار هرندی هرگز نمی‌توان راز این نفوذ و دلبری سپاهیان اسلام را به آسانی گشود اما این قدر می‌توان گفت که چنین نفوذی در اوایل دهه شصت در حیات خلوت آمریکا، اکنون چگونه عرصه را بر ابر جنایتکار قرن تنگ نموده که در آستانه فروپاشی قرار گرفته و مانند کسی که از وحشت سیاهی در بیابانی هیاهو می‌کند تا کم‌تر احساس ترس خودش را ببیند، آخرین تیر و به تعبیری آخرین ورق بازی جنایتکارانه خود را بر روی این نهاد و پاسداران سبز پوش رو می‌کند تا شاید واقعیت فروپاشی خود را احساس نکند.
پاسدار و پاسداری سیمای حقیقی انسان خداپرست و، آرمانگرا و مردم دوست را در عصری که این واژه‌ها بوی کهنگی گرفته بود، به نمایش گذاشتند و این همان گوهر گمشده‌ای بود که جوانان پاک طینت این عصر در سرگشتگی و پریشان احوالی دوران تجدد و مدرنیته بدنبال آن می‌گشتند.
 چند صباحی است که گذشت ایام و حوادث بی شمار و دل مشغولیهای روزمره، مانع از آن شده تا آن گونه که شایسته است از این سپاهیان و لشکریان بی ادعا حرفی بزنیم و حتی گاهی هم می‌بینیم که چنین واژگان درخشانی در غبار غفلت و فراموشی ما پنهان شده‌اند. اگر سپاه پاسداران همچنان از منزلت ویژه‌ای در چشم و دل ملت ایران و همه انقلابیون جهان برخوردارند ناشی از حماسه‌های شگرف و کارهای بی نظیری است که به دست آنها در دوران دفاع مقدس و در معرکه آتش و خون و پس از آن در عرصه‌های سازندگی و بالندگی کشور و جهان اسلام ابداع و آفریده شد که از اقدامات متأخر آن برچیدن بساط پهن شده داعش توسط آمریکا و ایادی منطقه‌ای‌اش در سراسر خاورمیانه و هم اینک حضور همه جانبه اش از صدر تا ذیل در یاری مردم سیل زده کشور هست.
 طبیعی است که نهادی که در اول دهه شصت ناخوداگاه وارد حیات خلوت آمریکا شد، هر روز از غرش آن در جهان غوغا به پا باشد و هرجا که اسلام دشمنی دارد از نام سپاه بترسد.
 جدیت، شجاعت، شهامت و ابداعات منحصر به فرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهره عام و خاص دنیا است؛
نمی‌توان افسانه بزرگ ولی حقیقت دار پاسداری و پاسداران را در خاطرات کوچک و محدود خلاصه کرد؟؟
آن گونه و آن زمان که سپاه تشکیل شد استخدام واژه آشنایی نبود و فقط از عضویت سخن به میان بود؛ اعضاء یکی تازه درسش را در دانشگاه و یا مدرسه تمام کرده بود و دیگری درس دانشگاه و مدرسه را ناتمام گذاشت، یکی دیگر چریک مبارزی بود که حالا تجربیاتش را در اختیار یاران قرار می‌داد و بعدی هم از اقشار دیگر بریده و به آِن اعضاء پیوست وتاکنون هم چنین از از دانش آموز تا دانشجو و استاد و کارگر و کارمند و عادی و متخصص در کنار هم، از همان روز اول بر سر دفاع از انقلاب نوپای آنروز تا قیام قیامت با مردم انقلابی ایران و امت اسلام پیمان خون بسته‌اند.
 در سپاه از همان ابتدا تعبد، ولایت پذیری، بینش و بصیرت انقلابی حرف اول را می‌زد. بندگی و خود سازی آنان در محضر یگانه عالم، چنان نورانیت و اراده پولادینی به چهره‌ها و اراده‌ها داده بود که با مشاهده آنان توصیف قرآن کریم درباره یاران پیامبر را در ذهن تداعی می‌کرد و همین سرسپردگی محض به آستان حضرت دوست، آنان را مطیع بدون چون وچرای ائمه وجانشینان آن‌ها ساخته بود که گویی رسول خدا در میانه حاضر بود و فرمان می‌داد، از امام زمان خویش چنان تبعیت کرده ومی کنند که گویی ولی خدا را در پیش رو می‌بینند و آماده خروج در رکابش هستند، به اشاره آن فرزانه زمان امام راحل و اکنون مقام معظم رهبری به هر سویی پر گشوده و هیچ مانعی هر قدر هم بزرگ و دشوار آنان را از اجرای فرمان باز نداشته و نمی‌دارد. در نگاهشان جان عزیز، کمترین سرمایه یک پاسدار برای اعلام وفاداری بوده وهست. در اطاعت، تحلیل، تفسیر و بصیرت وبینش آن قدر چشم در چشم ولایت داشتند که مقتدایشان امام راحل فرمود ((سپاه چشم من است)) و آنقدر در تعبد و نزدیکی به خدا همراه با جهاد وشهادت مأنوس شدند که باز مدال ((ای کاش من هم یک پاسدار بودم)) را از مقتدایشان به گردن آویختند و در توانمندی و توانمندسازی، حماسه آفرینی و رشادت وشهامت آنچنان بوده و حال در استقامت و دفاع در مقابل تمام حوادث ریز ودرشت آنچنان محکم واستوار بوده وهستند که رهبر فرزانه انقلاب ((سپاه را ستون خیمه انقلاب نامیدند))
آن روز که حضور در کوهستانهای غرب کشور و سرمای طاقت فرسای زیر ۳۰ درجه و گرمای سرزمین تفتیده بالای ۴۰ درجه شن زارهای جنوب وباتلاقها و هورهای کاملاً ناامن جنوب را بر حضور بی دردسر در کنار خانواده ترجیح دادند واکنون هم که بیداری شبانه روزی و حضور مستمر ومؤثر در میدان دفاع از انقلاب وارزشها و تنگه‌ها وتنگناهای حساس کشور اعم از نظامی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حضور در بحران سیل و زلزله را بر استراحت، پرداختن به امور زندگی مادی ومال و اموال دنیا ترجیح داده‌اند و حتی در همین شرایط کنونی حساس بین المللی کشورمان، علی رغم بعضی زخم زبان‌ها و ناسپاسی‌ها باحضور مقتدرانه وشبانه روزی توأم با خطر جانی صددرصدی، حضور در عرصه‌های دفاع ازانقلاب و اسلام و میهن اسلامی را در اقصی نقاط کشور و حتی منطقه و جهان؛ بر تفریح وگردش در کنار خانواده برگزیده‌اند؛ این لشکر جهادی جهان اسلام؛ گمان وباورشان بر این است که همه این روزها و لحظه‌ها بهترین فرصت تلافی وجبران اشتباه مردانی است که در جنگ احد، به هوای غنیمت، از دستور پیامبر تمرد و دست از پاسداری آن تنگه حساس بعد از پیروزی کشیدند و در اثر آن سپاه اسلام دچار شکست شد.
از این رو هر لحظه آماده‌تر، جدی‌تر و مجهزتر و هوشیارتر در مقابل تمام بحرانها وحوادث وبا چشمانی خیره و نگران که مبادا دشمن خدای ناکرده از غفلت و یا غرور ما، انقلاب را دور بزند ایستاده‌اند.
از همین مجاهدت‌های شبانه روزی است که از ابتدای انقلاب و جنگ تحمیلی تاکنون هر روز از میان این لشکریان مجاهد صدای اذان و جهاد بلند و بوی شهادت به استشمام می‌رسد و دشمنان خارجی و داخلی برای شکار این سبز پوشان که تنها نمونه‌ای از آنها در کالبدقهرمانانی چون سردارجعفری و قاسم سلیمانی، همدانی، کاظمی و ... متبلور است، مسابقه و جایزه تعیین می‌کنند.
در معرکه‌های نبرد و دفاع‌های جانانه پاسداران از انقلاب و این مرز و بوم حکایت‌های است که حتی خواندن و گفتن آنها بسی سخت است؛ از آن جمله یکی را سراز بدنش جداساخته بودند و آن هم با شقاوت هرچه تمامتر با تیزی آجر. آن دیگری را مثله کرده و جسم مطهرش را شمع آجین کرده بودند و سومی را زنده زنده پوست از بدن رنجورش، کنده و بر زخم‌هایش نمک پاشیده و جنایاتی از این دردناک‌تر و دیگری را جلوی جشن‌های خود قربانی می‌کردند و یا اینکه در سالهای مبارزه مدعیان طرفدار خلق به خانه پاسداری یورش بردند و چون اورا نیافتند همسرش رابه گلوله بستند و مهمانان را هم نیز کشتند.
اکنون که بزرگترین غده سرطانی و تروریستی جهان بشریت یعنی داعش دست ساخت آمریکا را برچیدند و این روزها که تماماً به یاری مردم در سیل شتافته‌اند، در آستانه سالروز میلاد مولایشان اباعبدالله الاحسین (ع) از جانب ام الفساد قرن و شیطان بزرگ به عنوان تگتروریست معرفی می‌شوند.
 راستی راز عمق این کینه و عداوت دشمنان اسلام و بشریت و راز آن دلبری آزادیخواهان جهان پیرامون سپاه پاسداران چه می‌تواند باشد؟
آری مسئولیت آنان مسئولیت تاریخ است بگذار در تاریخ یکباردیگر بنویسند که کسانی بودند که با تاسی از عاشورا و کربلا زیر بار هیج ظلمی نرفتند تا همه سربه سر تن به کشتن دادند و نگذاشتند دست هیچ اجنبی به سرزمین و ناموس وطنشان و حریم دینشان برسد.
بدون شک این میزان از عقده گشایی شیطان بزرگ علیه سپاه پاسداران نه تنها خللی در اراده آهنینشان وارد نخواهد کرد بلکه مهر تاییدی برحقانیت راهی است که انتخاب کرده‌اند و توفنده به پیش می‌روند.
این عقده گشایی برخلاف میل دشمنان احمق درجه یک؛ یکباردیگر نام و نشان و آوازه پاسداران و پاسداری را در بین ملت‌های جهان و مستضعفین عالم و جهان اسلام برحسته تر و پرآوازه‌تر خواهد کرد. عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد
امید است که این نوع دشمنی آشکار و شمشیر کشیدن نظام سلطه بر روی فرزندان فداکار این ملت؛ خط بطلانی باشد بر ناسپاسی‌ها، زخم زبان‌ها و تفسیرهای ناصواب برخی از رسیدگان و  نو رسیدگان عرصه قدرت و سیاست و ثروت تا در داخل دیگر رنگ جفا و نامردی نپاشند.
امید است و قطعاً این جور خواهد بود تا این عداوت و عقده و کینه پلید شیطان بزرگ، عاملی برای همدلی، وحدت و انسجام اسلامی و اتحاد ملی در بیرون و درون کشور و برگشتن به برادری‌ها و اخوت‌های سابق حول محور ولایت و اصول اساسی علی رغم سلایق و تاکتیک‌های مختلف.
چه بسا خدا خواسته باشد؛ عدو شود سبب خیر
 

ارسال نظر


captcha
آخرین اخبار