تولیدات دانشجویی؛

معشوق اگر عاشق شود/ قسمت سیزدهم

داستان عاشقانه دانشجویی است که مسیر تحول افرادی از قشر خاکستری در طی مسیری شهدایی بیان می کند. همراه با چاشنی طنز و ادبیات محاوره ای دانشجویی اما در فضایی سنگین.


ان شاالله هر هفته یک قسمت از مجموعه رمان «معشوق اگر عاشق شود» به عنوان تولیدات دانشجویی ارائه می شود. این رمان به قلم خانم زینب عسکری یکی از فعالان دانشجویی اهل قلم استان کرمان به رشته تحریر درآمده است. ضمنا از تمامی مخاطبین به جهت تاخیر بوجود آمده در انتشار هفتگی عذرخواهی می کنم.

حتما قسمت های قبل را ابتدا بخوانید (لینک پایین صفحه)

قسمت سیزدهم


استاد رحیمی از جاشون بلندمیشن...

+ بله بچه ها تموم حرف منو آقای میرحسینی تو جملات قصارشون گفتن...

- بفرما گلی بانو(1_2) به نفع جناب شال به گردن ...

- ایشش ایندفعه رو قِصر در رفت ولی دارم براش.

کلاس تموم میشه و آقای میرحسینی طبق معمول که ردیف جلو نشسته بود زودتر ازهمه، بعد هم استاد از جاش پامیشه و به سمت خارج از کلاس میره.

گلی از ذوق دیدن یه قاصدک بوجد میاد و بزور اونو تو دستش جا میده چشاشو میبنده و آرزو میکنه که نازی میزنه زیر دستشو قاصدکو فراری میده. گلی چشاشو وا میکنه و اخماشو میکشه تو هم.

- که آرزوی منو فراری میدی هااا دختره ی لووس؟

نازی کوله شو میندازه پشتشو و میگه؛

- خوو عاره که میخای چیکار کنی؟

و باسرعت زیاد میدوه.

- نازی زشته هاا دانشگاهه مثلا.

- خوو باشه نمیتونم ک تو رو اذیت نکنم که!

- ایجوریااس؟

- عااره!

- بدو تا بدوییم!

و هردو شروع به دویدن میکنن.

- آخیشش خسته شدم بیا یکم ایجا بشینیم؛ گلی ؟؟

- جوونم

- میگم حرفاش بهش نمیومدآ.

- حرفای کی؟

-بیا برو تو همم؛ رقیب جووون شما، جناب میرحسینی خااان.

- هاا اونو میگی؟ هوووم از همچین آدم املی بعید بود این حرفا بهش تبریک گفتم تو ضمیرناخودآگاهم.

- نه بابااا. میبینم ک علف به دهن بزی خوش نشسته!!

- شاید اون علف باشه ولی من ناااازی خانومم.

- چه عحب یکی حرفش به دلتون نشست.

- لووس نشو گلی. بیا بریم الانااس که کلاس شروع بشه ...

 



ان شاالله ادامه دارد ...

ارسال نظر


captcha
آخرین اخبار