یادداشت/ سعید منصوریان

تبیین معنا و مفهوم اقتدار سیاسی

اقتدار به عنوان یک مؤلفه اساسی در سیاست به نهادینه شدن هر چه بهتر حکومت در اجتماع منجر می شود. اهمیت این مؤلفه بدین سبب است که چارچوب مند شدن قدرت و پذیرش آن از سوی اتباع را ممکن می سازد و حکومت را موجه و عقلانی می کند


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی / اقتدار به عنوان یک مؤلفه اساسی در سیاست به نهادینه شدن هر چه بهتر حکومت در اجتماع منجر می ­شود. اهمیت این مؤلفه بدین سبب است که چارچوب­ مند شدن قدرت و پذیرش آن از سوی اتباع را ممکن می­ سازد و حکومت را موجه و عقلانی می ­کند. همین امر نیز سبب می ­شود دولت ­های مختلف با مبانی متفاوت، برای تداوم و پذیرش خود در جامعه، تلاش فراوانی را جهت کسب اقتدار و حفظ آن انجام دهند. در یک بیان ساده می­توان اقتدار را اینگونه تعریف کرد:

به قدرت مشروع، قانونی و مقبولی که لازم است در شرایط مقتضی مورد اطاعت قرار گیرد اقتدار گفته می­ شود (بشیریه، 1380: 35).

به عبارت دیگر اقتدار محصول تلفیق دو عنصر قدرت و مشروعیت است و برای فهم آن لازم است این دو عنصر به درستی شناخته شوند. قدرت در تجزیه و تحلیل سیاسی، به توانایی تحمیل اراده بر دیگران به اتکای ضمانت اجرای مؤثر در صورت عدم قبول آن­ ها اطلاق می ­شود (عالم، 1373: 89). به همین سبب نیز قدرت در این معنا با داشتن ضمانت اجرای مؤثر (یعنی داشتن ابزارهایی که افراد در صورت سرپیچی از فرامین، به وسیله آن­ها مجازات می ­شوند) از انواع دیگر قدرت تمایز می ­یابد.

مشروعیت نیز به معنای حقانیت بوده و وصفی است که قدرت را به اقتدار تبدیل می­ کند. این عنصر موجب می ­شود از یک سو حکومت، حق اعمال قدرت داشته باشد و بتواند از شهروندان خواستار اطاعت شود و از سوی دیگر شهروندان، اعمال قدرت را حق حکومت دانسته و آن را موجه تلقی کنند (هیوود، 1387: 44). مشروعیت در هر دولتی مطابق با مبانی و اصولی خاص شکل می­گیرد که از آن به عنوان مبانی مشروعیت آن دولت یاد می ­شود. این مبانی در دولت­ های مختلف متفاوت بوده و عاملی برای تمایز یک دولت از دولت دیگر به حساب می ­آید؛ بنابراین یکی از راه ­های شناخت یک دولت و تفاوت آن با دیگر دولت­ها، شناخت مبانی و اصولی است که مشروعیت آن دولت بر آن استوار است. به عنوان نمونه می ­توان به فردگرایی، آزادی، برابری و رضایت به عنوان مبانی مشروعیت در دولت لیبرال اشاره نمود و در مقابل آن اجتماع­ محوری، برادری، برابری اجتماعی و مالکیت عمومی را به عنوان مبانی مشروعیت دولت سوسیال نام برد[1].

منابع

  1. بشیریه، حسین. (۱۳۸۰)، آموزش دانش سیاسی، تهران: مؤسسه پژوهشی نگاه معاصر، چاپ دوم، ۱۳۸1.
  2. عالم، عبدالرحمان. (1373)، بنیادهای علم سیاست، تهران: نشر نی، چاپ دوم، 1375.
  3. هیوود، اندرو. (1387)، کلیدواژه­ها در سیاست و حقوق عمومی، ترجمه اردشیر امیرارجمند و سید باسم موالی­زاده، تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ اول.


[1] برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به هیوود، اندرو، سیاست، صص 80-67.

 

ارسال نظر


captcha
آخرین اخبار