تولیدات دانشجویی؛

معشوق اگر عاشق شود/ قسمت چهاردهم

داستان عاشقانه دانشجویی است که مسیر تحول افرادی از قشر خاکستری در طی مسیری شهدایی بیان می کند. همراه با چاشنی طنز و ادبیات محاوره ای دانشجویی اما در فضایی سنگین.


ان شاالله هر هفته یک قسمت از مجموعه رمان «معشوق اگر عاشق شود» به عنوان تولیدات دانشجویی ارائه می شود. این رمان به قلم خانم زینب عسکری یکی از فعالان دانشجویی اهل قلم استان کرمان به رشته تحریر درآمده است. ضمنا از تمامی مخاطبین به جهت تاخیر بوجود آمده در انتشار هفتگی عذرخواهی می کنم.

حتما قسمت های قبل را ابتدا بخوانید (لینک پایین صفحه برای دیدن همه مطالب عبارت «معشوق اگر عاشق شود» را در قسمت جست و جوی سایت بگردید)

 

قسمت 14..

راهروی R رو بچه ها با سرعت بیشتری تری جلو میرن،نزدیک کلاس که میشن صدای اذان توی سالن می پیچه،صدای فرزاد از  توکلاس R14 میاد:

- جناب میرحسینی جان کجاا؟

- هیچی فرزاد جان میرم نمازمو می خونم تا استاد میان منم خودمو می رسونم!

در سوی دیگر راهرو ...

- گلی خانووم یواشتر هنوز استاد نیومده کهع

- خوو منم میخام زود بریم که برسیم قبل رسیدنش

- بروباباا من خودم میام

نازی نگاش میخوره به کفشش که تو دویدنای چند لحظه قبل یکم خاکی شده،یهو با صدای گلی بخودش میاد ...

-گلی: حواستون کجاااس عاغاااا نزدیک بود بخورم زمین،

+ پوزش می طلبم از خدمتتون یکم عجله داشتم!

- چیشده گلی؟

-گلی: هیچی بابا بیا بریم،ملت از دَممم نابینااان

- شما بفرمائیدآقای میرحسینی،موردی نیست... گلی زشته هاا،بنده خدا عجله داشتن صدای اذانو نمی شنوی؟ حتمن داره میره نماز

-گلی: ایشش اینم همش نماز،شهید،سربه زیرری. ااااح

- خوو حالا جوش نیار عقایدش شاید خوب نباشه اما قابل احترامه.

-گلی: نه باباا مثل اینکه باید پرچم ایشونو ببرم بالاا

- دیوونه ی من، حتما یارش واسش مهمه دیگه، مثل ما سینگلا نیست که!

- گلی:عاره اونم تو تنهایی اینهمه خاطرخواه داری اگه اون اخلاق نچسپتو درس کنی از طیف ما سینگلاا در میای. بعدشمم این بلده با یار حرف بزنه. حتمنم یه عصا قورت داده یکی مث خودش زنشه؛ تا میره خونه میگه، ببخشید حاج خانوووم چیزی برای اغذیه ظهر فراهم ننموده اید؟ بسی گرسنه اییم همدم جاان...

- خدا خفت نکنه گلی!

-گلی: اونجا رو نیگااااه....

 

 

ادامه دارد...

ارسال نظر


captcha