printlogo


یادداشت/ دور افتاده از اصل خویش!
یادداشت/ دور افتاده از اصل خویش!
کد خبر: 56129 تاریخ: 1397/12/11 10:45
ر زمستان هنری کشورمان، جشنواره‌ی موسیقی فجر نیز مانند سایر جشنواره‌های زمستانیِ هنری، برگزار شد و چند روز پیش به پایان رسید. با گذشت ایام برگزاری، بهتر می‌توان در خصوص این جشنواره چند خطی نوشت و گفت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی /در زمستان هنری کشورمان، جشنوارهی موسیقی فجر نیز مانند سایر جشنوارههای زمستانیِ هنری، برگزار شد و چند روز پیش به پایان رسید. با گذشت ایام برگزاری، بهتر میتوان در خصوص این جشنواره چند خطی نوشت و گفت.

در دنیا برخی جشنواره‌ها برای معرفی آثار هنری و برخی دیگر بهطور سازمانی و ارگانی، با هدف تخصصی رشدِ گام به گام سیاستهای فرهنگی-هنری خاصشان، در اقصی نقاط جهان و در سطوح منطقهای، کشوری و جهانی برگزار میشوند. در این بین، جایگاه جشنوارهی سالانهی موسیقی فجر دقیقاًکجاست؟
با بررسی این جشنواره طی سالهای اخیر و با توجه به آنچه به عنوان کارکرد این جشنواره نمایان شدهاست، باید آن را در زمرهی جشنوارههای ورشکستهی کشور دانست. جشنوارهای که نه تنها اهداف عالی و بلندمدت و حساب شدهای برای رشد و تعالی موسیقی ایران ندارد، بلکه تداوم روند معیوب و غیر فنی سیاستگذاریهای موسیقی کشور، همان مسیر غلطی را دنبال میکند که طی سالیان گذشته دنبال میشده است!
جدیترین نقص این جشنواره، در اصالت محتوای آن است. این مسئله وقتی بیشتر خودنمایی میکند که جایگاه هویت ایرانی، کهنالگوهای موسیقی ایران، موسیقی ملی-میهنی، موسیقی نواحی در آن گم شده است و تلاشی در جهت ایجاد قرابت و گفتمان فرهنگیِ با کشورها و فرهنگهای آئینی همجوار در آن اری نیست. خصوصاً و از همه مهمتر مسئلهی رقابت در جشنواره و همچنین معرفی و حمایت از استعدادهای نو که در جشنوارهی موسیقی فجر عملاً منتفی شده است!
بهراستی نقش کهنالگوها و نمادهای هویتی فرهنگ ایرانی در کجای این جشنواره است؟ آیا اصلیترین جشنوارهی موسیقی کشور  که به نام فجر انقلاب اسلامی برپا میشود  نباید زمینهای برای طرح و بسط و گسترش عملی و کارکردی هویت ایرانی و اسلامی موسیقی داشته باشد؟!
موسیقی ملی-میهنی تراز که در همه جای دنیا نقش بهسزایی در ایجاد حس اتحاد بین مردم و خصوصاً انگیزه و تحرک و امید برای نسل جوان دارد، دقیقاً در پازل تفکر و برنامهریزی مدیران بالادستی جشنوارهی موسیقی چه جایگاهی دارد؟ اما از طرف دیگر، جنابان مدیران هنری! جشنواره، صلاح میدانند جدول برنامهی موسیقی فجر را با تکرارِ آثاری که طی همان سال در قالب آلبوم توسط خوانندههای بعضاً سطح پایین خوانده شده پر کنند و در قالب کنسرت به روی صحنهی جشنوارهیموسیقی فجر ببرند! و این بدان معناست که گویا باید یک مرتبه و بهطور کامل، کارکرد جشنواره در سپهر فرهنگی این اقلیم برای مسئولین یادآوری و بازخوانی شود!
اگر هدف در این جشنواره، رشد و توسعهی فرهنگ عمومی و درک و آشنایی با ویژگیها و نشانههای کهن فرهنگ ایرانی است، پس چرا موسیقی نواحی ایران در این جشنواره تا سطح یک اجرای ارگانی و سازمانی نزول کرده است؟! نقش موسیقی نواحی ایران که خنیاگرانِ صاحبنفس و نوازندههای چیرهدستش در دنیا مشهور و زبانزد هستند، در جشنوارهی موسیقی فجر که باید نماد فرهنگِ دینی و ملی ما باشد، چیست؟
با وجود استعدادهای جهانی و حضور جوانان متخصص در حوزهی هنر موسیقی کلاسیک در کشور، هنوزامیدها بر گُردهی ارکستر سمفونیک تهران سوار است! و مشخص نیست چه زمان باید جشنوارهیموسیقی فجر حضور جوانان هنرمندِ اهل فن، مستعد و متأسفانه ناشناخته را تضمین کند؟آیا وقت آن نرسیده تا با حذف سازوکارهای ضعیف و کهنه و گاهاً محافظهکارانه در سطوح تصمیمساز و در انداختن طرحی نو، فضای جشنوارهی موسیقی کشور به حضور این استعدادهای ناب و توانمند مزیّن شود؟
شاید به خودمان ببالیم که در بخش بینالملل جشنوارهی موسیقی فجرِ امسال، شاهد حضور گروههای خارجی و اروپایی بودهایم، اما بنا به اظهار کارشناسان و مطلعین، این بخش مورد استقبال مخاطبین قرار نگرفته است. البته با توجه به عدم آشنایی عمومی با سبکهای خارجی و اروپایی خصوصاً حوزهیکلاسیک اروپا و جهان، این عدم استقبال چندان عجیب نیست، اما میتواند حاوی این پیام باشد کهبهتر است به جای هزینههای سنگین از کیسهی هنر کشور برای دعوت از گروههای کشورهای دور، فضا برای آشنایی هرچه بیشتر ایرانیان با سبکهایی از موسیقی که با کهنالگوها و ریشههای فرهنگی آنان سنخیت و نزدیکی فراوان دارد، از کشورهای همجوار فراهم ساخت. این مسئله با توجه به لزوم اهتمامبه ارتقای کارکرد جشنواره و نزدیکیِ فرهنگی اقوام همجوار با ایران، موجب شناسایی، تقویت و تحکیم ریشههای اصیل فرهنگی ما در بین مردم میشود.
در یک کلام، جشنواره برآیندی است از فرآیند جمعی موسیقی کشور در سال گذشته. در برآیند افقها و چشماندازهای نو برای سال آینده ترسیم میشود. همچنین وجود بخشهای رقابتی و استعدادهای نوهمراه با مهیا نمودن مشوقهای انگیزهبخش برای تحرک سریعِ چرخهای موسیقی کشور ضروری است.
اما به مصداق سالی که نکوست از بهارش پیداست!” این کیفیت و نحوهی برگزاری جشنوارهی موسیقی فجر خود حکایت از وضع اسفبار هنر موسیقی کشور دارد و طبیعی است که با این خروجی و برآیند که مدیران فرهنگی دولت ارائه میکنند، در نهایت میدان به موالید ناقصالخلقه و مجهولالهویه سپرده میشود.
اگر کهنسالانِ تصمیمساز و سیاستگزارانِ محافظهکار با صبر و حوصلهی مختص اساتید دلسوز، و تغییر نگرش و تجدید نظر در تصمیمات خود تلاش کنند تا فضای تازهای را در محیط جشنوارهای موسیقی کشور ایجاد کنند، و پیشکسوتان را در کنار استعدادهای جوان و توانا از سراسر ایران در حوزههای مقامی و نواحی، کلاسیک و حتی پاپ اصیل و علمی شأن و منزلت دهند، میتوان امید داشت که نه تنها جشنوارهی موسیقی فجر به مسیر اصلی خود بازگردد، بلکه اصلاح روند معیوب و بیاصالت موسیقی کشور از همین جشنواره کلید بخورد… البته اگر بخواهیم و دلسوزِ فرهنگ و هنر مردم ایران باشیم. اگر نه…

پوریا فرجی

لینک مطلب: http://www.bso.ir/News/56129.html